نمیتونی فراموشش کنی...

 

  

شده بعضی وقتا یهو بهم بریزی؟

 

 

شده بعضی وقتها یهو دیگه دوستش نداشته باشی؟

 

 

به خودت میگی اصلاواسه چی دوسش دارم؟مگه کیه؟

 

 

مگه واسم چیکارکرده؟مگه چی داره که ازهمه بهترباشه...؟

 

 

بعد بخودت میخندی ولعنت میفرستی که اصلا واسه چی اینقد خودتو اذیت

 

کردی؟

 

 

یهو  یه چیزی یادت میاد...

 

 

یه چیز خیلی کوچیک...

 

 

یه خاطره...یه حرف...یه لبخند...یه نگاه...وبعدهمین...همین کافیه تا به

 

 

 

خودت بیای

 

 

ومطمئن بشی که نمیتونی فراموشش کنی...حتی اگه بخاطرش بدترین بلاها 

 

 

 سرت بیاد...

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کریم بورمحمد

درکت میکنم

رعنا

نمیدونم حالت این متنو کیا تجربه کردن نمیدونم دعا کنم تجربه کنید یا نه ولی سخته همه قسمتاش جز اون لحظه که یاد یه لبخند ونگاهش میفتی اون لحظه شیرین ترین لحظه اس ولی وحیف که کوتاهه اگه باز یادت بیفته که نمیتونی کنارش باشی واون حتی اینو نمیدونه که فقط نمیتونی کنارش باشی چون اگه باشی بهش سخت میگذره یا شاید خودش که برات گریه هم کرده با بودن در کنارش موافق نباشه اون فکر میکنه تو دوسش نداری درحالیکه هرروز صبح با فکرش از خواب که بیدار میشی روزتو شروع میکنی تا شب که میخوابی .. دلم گرفته بود واقعا حرف دل این روزای منه این متن ممنونتونم بخاطر متن زیباتون [گل]

سارا

هزار بار تا حالا پیش اومده

الهام

درک میکنم ولی من که دعا میکنم هیشکی تجربه نکنه![ناراحت]

آی سان

سلام منم عاشقم میدونی ازعاشقی دارم میسوزم همش گریه می کنم

سحر

دقیقا واسه من پیش اومده عین این متن بعضی وقتا نفرینش میکنم میگم بیخیال ارزش نداره خودمو ب خاطرهش عذاب بدم اونک الان داره راحت زندگیشو میکنه با اینک میدونست بدونه اون نمیتونم میدونست چقد دوسش دارم با اینک بهش گفته بودم میمیرم دق میکنم اگ تورو با یکی دگ ببینم بشنوم ازدواج کردی دق میکنم ولی....رفت میگم منک غیره 1ماه اول دگ خوبی ازش ندیدم ولی باز با اسمش خاطرهاش اشکم درمیاد با دیدنش تپش قلب میگیرم...ببخشید طولانی شد دلم گرفته بود

زهرا

حرف دلمه

jabrail

مرسی

علی

با اجازه کپی کردم اخه خیلی قشنگ بود