خاطره

سوزاندنم خاطراتت را..

 


دودش چشمهایم راسوزاند…

 


حالا خاطرات سوخته ب کنار...

 


میان شعله هایش اولین کاغذی ک سوخت

 


دست نوشته های توبود…خواستم بردارم ک دستم

 

سوخت..میبینی دوباره خاطره شدی…

 

 

/ 2 نظر / 7 بازدید
roya

گفت تا ابد تنهایت نمی گذارم ...اما ابدش چه زود عفو خورد

عشقی داشتم به نام صمد....اگر چه الان دیگه نیست....اما تا زنده ام جاش تو قلبمه....