جدایی...

 

خودش اول نگاهم کرد خدایا

 



به صد خواهش صدایم کرد خدایا

 



گناه این جدایی گردن اوست

 

 


 که او آخر رهایم کرد خدایا

 

/ 15 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عشق پوچ

دلتنگی هایت را درآغوش بگیر و بخواب..هیچکس آشفتگی هایت را شانه نخواهد زد..این جمع پراز تنهاییست

عشق پوچ

۶ سالم که بود با دخترخاله هام نقشه کشیدیم که مزاحم تلفنی بشیم واسه همین مرغ همسایه رو قرض گرفتیم زنگ میزدیم خونه مردم، میگفتیم ببخشید مرغ ما با شما کار داره بعد گوشی رو میگرفتیم جلو نوک این مرغه اینقد دم و پر وبال این مرغه رو میکشیدیم و میزدیم تو سرش که صداش تا آسمون میرفت! الان روح اون مرغه هرشب میاد به خوابم

عشق پوچ

اعتراف میکنم که کوچیک که بودم کتری رو میزاشتم رو گاز تا ابر درست شه توی اشپزخونمون یه همچین نابغه ای ام من دارم اینجا تلف میشم

عشق پوچ

یکی از فانتزیهام اینه کــــه اولین نوزادی کــه تو فامیل بدنیا اومـد بهش لیمو ترش بدم از قیافش عکس بگیرم … یه همچین آدم با مـحبت و بچـه دوستی هسـتم من !!

عشق پوچ

ﺍﺯ ﺍﻻﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﺭﻭﺑﻮﺳﯽ ﻋﯿﺪ ﺍﺳﺘﺮﺱ ﮔﺮﻓﺘﻢ |: ﮐﻪ 2 ﺑﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻮﺱ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ 3 ﺑﺎﺭﻻﻣﺼﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺳﺨﺘﯿﻪ ﯾﻬﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺳﻪﺗﺎ ﺑﻮﺱ ﮐﻨﯽﻃﺮﻓﻮ ، ﺍﻭﻥ ﺩﻭﺗﺎ ﺑﻮﺱ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺟﺎ ﺧﺎلی ﻣﯿﺪﻩﻭﺳﻂ ﺟﻤﻊ ضایع ﻣﯿﺸﯽ..

عاشق خدا

وقتی که جونم میدی براش بر میگرده میگه وظیفته ، باید بذاری بری ک وظیفه تو رو یکی انجام بده ، بعضیا لیاقت عشق و ندارن

sevda

حقيقته واس اوناي ک تجربش نکردن

بعد 12سال دوس داشتن راحت از من گذاشت

ناهید

عاشق یه پسری بودم که با نگاهش دیوونم میکرد..عشقی که پس از ده سال جدایی واقعا دلم رو خون میکنه..نمیدونم چطوری به دلم بفهمونم که دیگه نیست..

خوبه امامیتونه بهترم بشه