هیشکی نمیتونه عین اون دلتوبلرزونه...

 

 

هفته ی اول جدایی هرشبت گریه اس،هرلحظه به فکرشی شبا با عکسش میخوابی

 

 

هفته ی دوم سخت ترمیشه نفست میخواد بگیره انگار بی تابی،خنده هات

 

 

جاشونومیدن به گریه

 

 

ماه اول هنوزشایدامیدداری که برگرده هرشبت پیجشو چک میکنی کامنتای

 

 

زیرشومیخونی

 

 

ماه دوم اما کم کم بیخیالش میشی خنده میاد رو لبت ازفازغم میکشی بیرون

 

 

بارفیقات میری بیرون منتها یه جا یه لحظه دلتنگی دوباره مچتو میگیره...

 

 

ماه سوم هه اسمش یامخفف اسمش رو ناخودآگاه گوشه ی همه ی کتابات

 

 

می نویسی موقع درس حواست میره پیشش میخوای ازش خبربگیری...امانمیشه

 

 

میگذره...شش ماه...یه سال...دوسال...باخیلیا بعداون بودی که شاید ازخیلیا دوست

  

 

دارم شنیدی

 

 

قیافش ازیادت رفته تنهاچیزی که ازش برات مونده یه سری خاطره ی

 

  

مبهمه...تموم شدشبای بی قراریت

 

 

فقط یه چیزیو بدون ازاین به بعد هیشکی عین اون نمیتونه دلتو بلرزونه...

 

  

هیشکی...

/ 25 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

منم ده سال یکی رو دوس داشتم سه سال آخرباهلش بودم بهش گفتم دوسش دارم اما همش گفت ازدواج نه فقط دوستی.بعد سه سا من رفتم نم رفت من چند بار تا پای عقد رفتم اما جور نشد نخواستم جور بشه! اون رفتو نامزد کرد شش ماه از نامزدیش گذشته زنگ زده میگه پمیمونم نمیدونستم چقد دوستت دارم من با تو بیشتر بهم خوش می‌گذشت و غمگینم چه فایده حالا که همه چی تموم شده!نمیتونم فراموشش کنم دیوانه وار دوسش دارم

يه نفر

دلتنگ يه نفر بودم كه حالا بعد 10سال از هم جدا شديم اومدم تو نت سرچ كردم غشق واقعي كه وبلاگت اومد..ديدم چه شيرين نوشتي و حتي چقدر كامنتاي اين پست به من مشتركه... اسم من اسم عشقم و سالهاي عشقمون...

helia

daghighan hamchin etefaghi miofte vali ba kami taghiir unm inke na dokhtaraye aln b eshgheshoon paybandan na pesara [ناراحت][گریه]

حیرا

خداجون...کاش اون موقعی که داشتم بهش دل میبستم مثل مامانا مزدی رو دستمومیگفتی جیزاین ما تونیست...!!!!!!

الهام

سلام.لیلا جون قصه منم شبیه قصه توبود.ولی عشق من هنوز ازدواج نکرده،چندروز دیگه هم اونم ازدواج میکنه...خودش بهم گفت!!!

زهرا

سلام وبت فوق العاده است.منم یه روزی یکیو خیلی دوست داشتم .اما به هم رسیدنمون یه جورایی غیر ممکن بود.اون عاشق من بودجونشم برام میداد حتی از منم بیستر . خیلی تلاس کردم که بهش برسم اما همش حس میکردم که خدا بهم میگه صبر کن .بین یه دوراهی بزرگ مونده بودم .باتمام وجودم توکل کردم به خدا.... تا اینکه یه روززنگ زد و کلی بهم تهمت زد وفحش وتوهین که من چند پسر دوستم اما همش تهمت بود .خیلی سخته ادم از عشقش اینجوری بشنوه .فهمیدم که صبرم بی مورد نبود .من نمیگم عشق وجود نداره فقط میگم هیچکدوممون نمیدونیم عشق یعنی چی... اما تنها کسی که واقعا عاشقه خداست .تنها عشق منم خداست .همه میتونن عاشق خدا باشن امتحانش مجانیه فقط کافیه صداش کنی .....

زهرا

منم یکیو خیلی دوس داشتم ولی نشد ک باهم بیشتر از ی سال بمونیم باهم اخراش بدجور دعواکردیم کم کم داره کمرنگ میشه ولی نمیدونم ایا میتونم بازم یکیو مث اون دوس داشته باشم

شهره

سلام من با لجبازي عشقم ازدست دادم خیلی پشیمانم پانزده سال که میگذره ولی هرلحظه بهش فکر میکنم دوستت دارم

شقایق

عالی بود ینی عین حقیقت بود ولی یه اشتباه داشت اینکه بعد صد سالم بازم تو ذهن و فکرته وقتی هر روز میبینیش وقتی جلو روته ولی نمتونی نزدیک شی...[عجله]

نا شناس

هه عاشقشم جونمم براش میدم ولی نمیدونه عاشقشم از دلم بی خبره هر روز میبینمش و هر روز با یکیه سه سال بعد فهمید وقتی بهش گفتم خوشحال شد گفت دوسم داره ولی یه نفرم بیش از من میخواد نتونستم تحمل کنم ولش کردم ینی خودم تموم کردم ولی خیلی سخته.....