عشق واقعی

 

آرامش به معنای آن نیست که صدایی نباشد، مشکلی وجود

نداشته باشد، کار سختی پیش رو نباشد.

آرامش یعنی در میان دغدغه ها، صدا ها، مشکلات و کار سخت،

دلی آرام وجود داشته باشد و بتوانی آرامشت را تقدیم کنی به

عزیزانت و آنانی که دوستشان داری ...

نوشته شده در ۱۳٩٥/۱/۱٦ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

پائولو گفت شاید من هم اسیر گذشته ام باشم

 

 

بعد به خاطرآورد که روزی یک مربی حیوانات به او گفته بودکه چگونه 

 

 

می تواند فیل هایش راتحت تسلط درآورد.

 

 

وقتی حیوانات بچه بودند،انهارابازنجیربه کنده ی درختی می بست،انهاسعی

 

 

میکردندفرارکننداما کنده ازانها قویتربود،بعد به اسارت عادت میکردند وهنگامی

 

 

که قوی وعظیم الجثه میشدندکافی بودزنجیررابه یکی ازپاهایشان ببنددوسردیگرش

 

 

رابه هرجایی ببنددوحتی به یک شاخه ی نازک،آنوقت انهادیگر

 

 

سعی نمی کردندفرارکنند.

 

 

آنها اسیرگذشته ی خود بودند.

 

 

دیداربافرشتگان

پائولو-کوئیلو

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٢/٢٥ساعت ٤:٤٦ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

گاهی آدم می مونه

 

بین بودن و نبودن!

 

به رفتن فکر می کنی ...

 

اتفاقی می افته ک منصرف میشی

 

می خوای بمونی ...

 

رفتاری می بینی ک انگار باید بری

 

این بلاتکلیفی خودش کلی جهنمه...

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٢/۱ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

گاهی نمیشه بخشیدو گذشت...امامیشه چشما رو ببندی و بری

 

گاهی مجبور میشی نادیده بگیری...

  

گاهی نگاتو به سمت دیگر بگیر که نبینی....

 

گاهی لازمه کوتاه بیایی...

  

 اون موقع، بی منت بخشیدنو یاد میگیری . . .

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/٢٦ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

چه موجود عجیبیه این انسان...! 

 

وقتی صداش می کنی،نمی شنوه...

 

وقتی به دنبالش می روی، نمی بینه...

 

وقتی دوسش داری، به فکرت نیس...

 

اما..........

 

وقتی می شنوه که دیگر صدات گرفته...

 

وقتی می بینه که خسته تو راه افتاده ای...

 

وقتی به فکرته که دیگه نیستی...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/۱۸ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

شیرها ادعا می کنند سلطان جنگلند!

  

و ببر قوی ترین حیوان دنیاست...

  

اما خندم میگیرد وقتی میبینم به دستور یک ادم

 

درسیرک بالا وپایین میپرند...

 

ولی گرگ رام نمیشود،برای کسی عوض نمیشود وهمه

 

می دانند...

 

بازی کردن با گرگ حکمش مرگ است.

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/۱٠ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

یک لحظه نخور <حسرت> آن را که نداری

 

راضی به همین چندقلم <مال>خودت باش...!!

 

دنبال <کسی> باش که به دنبال <تو>باشد

 

اینگونه اگرنیست به دنبال <خودت>باش...!!

 

<پرواز>قشنگ است ولی <بی غم ومنت>

 

<منت>نکش ازغیروپروبال خودت باش...!!

 

صدسال اگر<زنده>بمانی گذرانی

 

پس <شاکر>هرلحظه وهرسال <خودت>باش...

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/٥ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

از تموم دنیا یک نفرهست...

نمی خواهم برایم بمیرد...

میخواهم برایم زندگی کند...

باختی درکارنیست..."خیالی"نیستیا می بریم یا میمیریم...

خیالت راحت...

ابن ادم ها،این لبخندها...

هیچ کس وهیچ کدام...

وفاداری ام به "تو"راسست نمی کند...

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱۱/٥ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

نامه خدا به همه انسان ها 

 

امروز صبح که از خواب بیدار شدی،

نگاهت می کردم،

امیدوار بودم که با من حرف بزنی،

حتی
برای چند کلمه،

نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،

از من تشکر کنی؛

اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،

مشغول انتخاب لباسی که
میخواستی بپوشی،

وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی،

فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی
و به من بگویی:"سلام"،

اما تو
خیلی مشغول بودی.


یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت، کاری

 نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.

بعد دیدمت که از جا پریدی،

اما تو به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از

آخرین شایعات با خبر شوی.

تمام روز با صبوری منتظرت بودم،

با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی

با من حرف بزنی.

متوجه شدم قبل از نهار هی دورو برت را نگاه می کنی؛

شاید چون خجالت می کشیدی،

سرت را به سوی من خم نکردی!!!

تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.


بعد از انجام دادن چند کار،

تلویزیون را روشن کردی،

نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟

در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را

جلوی آن می گذرانی.

در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط ازبرنامه هایش
 لذت می بری.

باز هم صبورانه انتظار ترا کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،

شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!

موقع خواب،

فکر
می کنم خیلی خسته بودی،

بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب بخیر گفتی،

نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی؛

اما اشکالی
ندارد،

آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!

هنگامی که به خواب رفتی،

صورتت را که خستهء تکرارِ یکنواختی های روزمره بود

را عاشقانه لمس کردم.

چقدر مشتاقم که به تو بگویم:

چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...

احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.

من صبورم،

بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.

حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی.

من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم،

منتظر یک سر تکان دادن،

یک دعا،

یک فکر،

یا گوشه ای از قلبت که بسوی من آید.

خیلی سخت است که مکالمه ای یکطرفه داشته باشی.

خوب،

من باز هم سراسر پر از
عشق منتظرت خواهم بود،

به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!

آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟

اگر نه،

عیبی ندارد،

من می فهمم و سعی می کنم
راه دیگری بیابم.

من هرگز دست نخواهم کشید...

روز خوبی داشته باشی.

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/۱٤ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

   

 

گـاهـی اوقـات بـایـد خـدا رو شـکـر کـنـی

یـا اصـلا بـغـلـش کـنـی و بـبـوسـیـش

کـه بـه چـیـزی کـه یـروزی مـی خـواسـتـی نـرسـیـدی

  

نوشته شده در ۱۳٩٤/٩/٢٧ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

شعور یک گیاه در وسط زمستان ،


از تابستان گذشته نمی آید ،


از بهاری می آید که فرا می رسد.


گیاه به روزهایی که رفته نمی اندیشد ،


به روزهایی می اندیشد که می آیند.


اگر گیاهان یقین دارند که بهار خواهد آمد،


چرا ما ـ انسان ها ـ باور نداریم که


روزی خواهیم توانست به هرآنچه می خواهیم ، دست یابیم ؟!


نوشته شده در ۱۳٩٤/٩/۱۳ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

ازهردست بدی ازهمون دست پس میگیری


مگر میشود قلبی رابشکنی وقلبت شکسته نشود


مگرمیشودچشمی راگریان کنی وچشمت گریان نشود


مگرمیشودذهنی راپریشان کنی وذهنت پریشان نشود


مگرمیشود احساسی رابسوزانی واحساست سوخته نشود


مگرمیشودخانه امیدکسی راخراب کنی وخوشحال بمانی


مگر میشود؟!؟!


خدا...


همیشه هست...


هرچیزیوازکسی بگیری که پشتش "آهه"


چیزیوباید پس بدی که اسمش "تقاصه"

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٩/٢ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

همیشه فکر می کردم اینکه بی دریغ به کسی محبت کنی...

هواشو داشته باشی...به یادش باشی...

باهاش صادق باشی...بهش آرامش بدی...

دوستش داشته باشی...

میتونی اون آدم رو برای همیشه توزندگیت داشته باشی...

چیزی نگذشت که فهمیدم زهی خیال باطل...

اگه قرارباشه کسی برای همیشه بمونه...باید تشنه نگهش داشت.

تشنه محبت و دوست داشتن...

واگه سیربشه میره...

کسی که باید ازش دریغ بشه تاهمیشگی بشه.

موندنش هیچ ارزشی نداره...

بخاطرهمینه که دیگه...نه بحث میکنم...نه توضیح میخوام...

نه توضیح میدم...نه دنبال دلیلم...نه دلیل میارم...

فقط وفقط میبینم وسکوت میکنم وفاصله میگیرم...

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۸/٢٠ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

ﺯﻧﺪﮔﯽ

 ﮐﻠﺒﻪ ﺩﻧﺠﯽﺳﺖ

 ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺧﻮﺩ،

ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ

 ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ....

 

ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ

 ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ،

ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﮔﻬﯽ ﺷﺮ ﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ،

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ

ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺳﺖ

 ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ

ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ

 ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ،

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ

ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ

ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ

ﮐﻪ ﺩﺭ آﻥ

 ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد،

 

ﺯﻧﺪﮔﯽ

 آﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ

 ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ

ﯾﮏ ﺳﺮآﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ،

 ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد.……….

 

 زندگی کن

 

ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ

ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ

ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ

ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ

 

ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ ....

ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ

 ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ

 

ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ....

ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ ....

ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ

 ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ....

ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ؛

 

ﺟﺎﻥ ﻣﻦ

ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ

ﺯﻧﺪﮔﯽ

 ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ ....

 

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ...

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ

نوشته شده در ۱۳٩٤/٧/۱۸ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()


بخاطر دوست داشتن خجالت نکش...


خجالت رو اونی باید بکشه که


میدونه دوسش داری اما


دوست داشتن بلد نیس...


خجالت رو اونی باید بکشه که


میدونه عاشقشی،


اما لیاقتش به احساست نمیرسه...

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٧/٧ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

ﻣﻦ ﺭﺍﺑــﻄﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳــﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻃــﺮﻓﻪ ﺍﻧﺪ .. .


ﻫــﺮ ﺩﻭ ﻣﯽﮐﻮﺷــﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺩﺍﻣــﻪ ﺩﺍﺭ ﺷــﺪﻧﺶ ...
.
.
ﻫــﺮ ﺩﻭ ﺧﻄــﺮ ﻣﯽ ﮐﻨــﻨﺪ ...


ﻫــﺮ ﺩﻭ ﻭﻗــﺖ ﻣﯽ ﮔــﺬﺍﺭﻧﺪ ...


ﻫــﺰﯾﻨﻪ ﻣﯽ ﮐﻨــﻨﺪ ...


ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻟﺤﻈــﻪ ﺑﯿــﺸﺘﺮ ، ﺩﺭ ﮐﻨــﺎﺭ ﻫــﻢ ﺑــﻮﺩﻥ


ﺑﺎ ﺯﻣــﺎﻥ ﻫــﻢ ﻣﯽﺟﻨــﮕﻨﺪ ...


ﻣﻦ ﻋﺎﺷــــﻖ ﺭﺍﺑﻄــﻪﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﻃــﺮﻓــﻪ ﺍﻡ .


ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫــﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑــﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﺍﺩﺍﻣــﻪ ﺍﺵ،


ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵﺗــﺮﯾﻦ ﭼــﯿﺰ ﺩﻧــﯿﺎﺳﺖ .


ﺑــــﺮﺍﯼ ﻫــــﺮ ﺩﻭ !...


نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۱٧ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

تصادفِ چشمانم


با نگاهِ تو


یک دنیا خسارت داشت


و من سالهاست


مشغول جبرانش هستم


در بعضی حادثه ها


مرگ بهتر از زندگیست

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/٩ساعت ٦:٠۱ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

ما عــادت کـردیـم

 


وقـتـی تـوی خــونـه فــیـلم مـی بـیـنـیم

 


تموم که شد و بـه تـیتـراژ رسـید

 


دسـتـگاه رو خـامــوش مــی کـنـیـم...

 

 

 یـا اگــه تـوی ســیـنما بـاشــیم ســالـن رو تــرک مـی کــنـیم

 


مـا تـوی زنــدگـیـمون هـم هـیـچ وقــت کــســانیکــه

 


زحــمـت هـای اصــلـی رو بــرای مــا میکشن نـمی بـیـنیم

 


ما فـــقـط کــســانـی رو دوســت داریـم بـبـینـیم کــه

 


بــرامـون نـقـش بــازی مـی کـنن

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٦/۳ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

هر وقت دلت گرفته گریه کن...


می دونی چرا وقتی گریه می کنی آروم می شی؟!


چون اشکهای سردت قبل از اینکه از مجرای چشم سرازیر بشه یه سری به

قلبت می زنه...


بعد قلبت که خیلی داغه حرارتشو میده به اشکات و اشکات گرم میشن...


اونوقت اشکات هم سرما شونو میدن به قلب داغت...


اینجوریه که اشکات گرم میشن و قلبت سرد...!!!


نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱٦ساعت ٤:٤٠ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

 

آموخته ام که خداعشق است


وعشق تنهاخداست


آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم


خداباتمام عظمتش


 عاشقانه انتظارمی کشد دوباره به رحمت او امیدوارشوم


آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم


خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته


آموخته ام که زندگی دشواراست


ولی من ازاوسخت ترم...


نوشته شده در ۱۳٩٤/٥/۱۱ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

  

باعرض سلام وخوش آمدگویی خدمت دوستانی که به وبلاگم سر میزنن

 

امیدوارم دراین وبلاگی که درنظرگرفتم لحظات خوبی روسپری کنین

 

ضمنا نظردادن فراموش نشه ممنون...

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٦ساعت ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

298.gif



قـــــطـره هـــای کــــوچـک آب



اقـــــیـانــــوس بــــزرگ را مـــی ســازنـــد



دانـــــه هـــای کــــوچــک شـــن



ســــاحــل زیــــبـا را . . .



لـــــحـظه هـــای کـــــوتاه


شـــــایـــد بـــی ارزش بــــه نــــظـر بــــرســـنـد ، اما …

 

298.gif

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٠ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

  هــیــچــوقـــت ...

 

بــه خــاطـر هـیــچـکـس ...

 

از ارزشـهــایــت دســت نـکـــش ...

 

چـــون زمـــانـی کـه آن فــرد از تــو دســت بـکـشـــد ..

  

تــو مـی مـانــی و یـک "مــــن" بــی ارزش ...

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/۱۱ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

بعضی ها با عشق زندگی میکنن....


بعضی هاهم با زندگیشان عشق میکنن


اما وقتی عشق تو دنیای آدما نباشه.... 


یا آدما دارن فقط زندگی میکنن یا زندگی بیچارشون میکنه.....

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٥ساعت ٤:٥٦ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

امشب دوباره اومدی تا رویاهام رنگی بشه


شاید همین خواب عمیق پایان دلتنگی بشه

 

 

امشب دوباره اومدی تا خوابمو رنگی کنی

 

 

 تا چشمای مغرورمو درگیر بی صبری کنی

 

 

 دارم نگاهت میکنم داری ازم دل میبری

 

 

چشم بر نمیدارم ازت تو از همه زیباتری

 

 

حالا که قسمت دوریه با رویاهات سر میکنم

 

 

 دستامو محکم تر بگیر دستاتو باور میکنم

 

 

 با رویاهات سر میکنم

 

برای دل بستن به تو دل کنده بودم از همه

 

 

چشمامو رو هم میزارم هر چی ببینمت کمه

 

 

امشب دوباره اومدی تا حالمو بهتر کنی

 

 

 تا خوابمو لبریز یاس تا بغضمو پر پر کنی

 

 

حالا که قسمت دوریه با رویاهات سر میکنم

 

 

 دستامو محکم تر بگیر دستاتو باور میکنم

 

 

با رویاهات سر میکنم

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/٢۳ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

نیستی ودلتنگ تو هستم،با اینکه همیشه به یادتم،بازهم دراین یاد درفکرتوهستم.


نیستی واشک است که حلقه زده درچشمانم،یک لحظه درفکررفتم که کاش اینک


بودی درکنارم که آرامش بدهی به قلبم،دلم گرفته همنفسم توخودت میدانی که

 

وقتی نباشی درکنارم،مثل حالا آشفته وپریشانم.


دراین هوایی که دلم گرفته،کاش میشد درکنارم بودی وباحضورت آرامم

 

میکردی،که چگونه معجزه میشود،باوجود تو چه غوغایی میشود در دلم!


تا که میخواهم ازاین عالم دلتنگی رها شوم،تادرآن لحظه بی نفس،بی هوا شوم!


نیستیونبودنت خنجراست که فرو میرود در قلب بی طاقتم!


من شاهداینم که دلم عذاب میکشد،طعم تلخ نبودنت درکنارم را میچشد!


این من واین دلتنگی ها،دلم گرفته از بی محبتی های این زمانه!


ومن آرام مینویسم،امادرون دلم فریاداست!


فریادی که تنهاقلب تو میشنود ازاعماق احساساتمان،دردی که تنهاقلب ما میکشد


از فاصله بینمان!

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۱٧ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

عـشـق هـمـیـن اسـت کـه بـخـواهـی . . !


چـه سـه چـرخـه ی کـوچـکـی را


چـه هـکـتـارهـا زمـیـن


چـه زنـی را. .


چـه مـردی را . . !


عـشـق کـم و زیـاد نـدارد،


عـشـق


یـعـنـی هـر چـیـزی کـه


بـا "هـمـه ات" بـخـواهـی . . .

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۳/۳ساعت ٥:٢٦ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

  

آنقدر دوستت دارم که هر چه بخواهی همان را بخواهم

 

اگر بروی شادم  اگر بمانی شادتر

 

تو را شادتر میخواهم با من یا بی من

 

بی من اما اگر باشی کمی ... فقط کمی ... ناشادم

 

و این همان عشق است عشق همین تفاوت است

 

همین تفاوت که به مویی بسته است

 

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

 

خواستن تو تنها یک مرز دارد

 

وآن نخواستن توست

 

و یک مرز دیگر و آن آزادی توست

 

تو را آزاد میخواهم

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٩ساعت ٥:٤۸ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 
 
 
یک دوست داشتن هایی هست 


که از  دوره و در سکوت 


که دلت براش تنگ میشه 


و تو در دل دعاش می کنی ...


و یک بوسه به سویش روانه می کنی 


یک دوست داشتن هایی هست ...


که به یک باره  بی مقدمه 


پا در کفش دلت می کنه و جا خوش می کنه


و از دست تو کاری بر نمی آید ...


جز از  دور دوستش داشتن 


یک دوست داشتن هایی هست ...


ساکته !

آرومه !


خوبه !


خاصه !


یواشکیه

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/٢٠ساعت ٥:٥٤ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه
 
 نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای
 
 می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند.
 
 
عشق مانند جنگ است...آسان شروع می شود
 
سخت پایان می یابد...و فراموش کردنش محال است.
 
 
نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/۱٩ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

 

به سلامتی همه اونایی که


اونقد دلشون گرفته که خواب به چشماشون نمیاد!


اوناکه با اینکه میدونن طرفشون راحت راحت خوابیده،


بازم هرچند دقیقه زیرچشمی موبایلشونو نگاه میکنن،


که شاید یه اس ام اس روشنش کنه !!!

 

به سلامتیه خودت رفیق

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/۱٤ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

مال کسی شو که قدرتوبدونه،قدرداشتنتو،قدر وجودتو


قدر ذره ذره باتوبودنو...


نه کسیکه وقتی توروداره میتونه به بقیه هم فک کنه!!!


مال کسی شو که وقتی باهاش قهری به خودش اجازه نده،


 حتی به یه نفردیگه هم فک کنه...


مال کسی شوکه معنای عشقودرک کرده باشه...


بهونه عشق،به رفتاروعمل آدماست نه به حرف زدنشون...


تنهابایه کادونمیشه عاشقانه بودن رو ثابت کرد!


وبا یه کادو گرفتن نمیشه ضمانتی روموندن کسی کرد!


عشق حریم وحرمت داره.


اینوبفهمین...!! کسی رو واسه سرگرمی نبایدخواست.


میخوای سرگرم شی بروشهربازی،دل آدما بازیچه نیست...!!

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/٢/۸ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

  

گاهی باید ازدلواپسی،نگرانی وتردید دست بکشید و 

 


ایمان داشته باشید که همه چیز درست خواهد شد،

 

 

 

شاید نه آنگونه که شماانتظاردارید،

 

 

 

بلکه آنگونه که صلاح درآن است.

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٢٧ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()


ساده هستم



ساده می بینم



ساده می پندارم زندگی را



نمیدانستم جرم می دانند سادگی را



سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم

 


ساده می مانم…



ساده میمیرم…



 اما …


ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٢٤ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

 

این روزهای سخت از هر انگشتم یک هنر می بارد



شب ها می بافم خیالت را



روزها می کشم دردهای نبودنت را



و غروب ها هم

 

 


وای غروب ها می رقصم با سازِ دلتنگی هایم...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱٦ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

دلم که برایت تنگ می شود،می گیرد،فریاد می کشد،می تپد وبازتنگ می شد


دلم که تنگ می شود دوس دارم یک دل سیرنگاهت کنم


یک بغض سنگین گریه کنم،یک چشم پراشک بریزم


به اندازه ی یک قهروآشتی درآغوشت بگیرم


ویک عمربگویم دوستت دارم وبگویی دوستت دارم


دلم که تنگ می شودچاره اش فقط تویی وتوکه نیستی،


دلم می بارد،می سوزد،می سازد،می میرد

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱۱ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

با دل می نویسم ...با دل می نالم...

 

با دل می بالم...بادل می خوانم تورا...

 

می دانی...؟

 

دلم عقل را نمی خواهد...

 

دلم تنها تورا میخواهد،

 

بدون هیچ دلیل منطقی...منطق که هیچ

 

جهان را برای بدست آوردنت زیر و رو می کنم.

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/٤ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

هرکه گفته فراموش می شود!


دروغ گفته است!بهانه آورده است!


تاشایدخودش را دلداری دهد!


فراموش نمی شود!


تا ابد می ماند!قصه دلدادگی!


حتی اگرمتنفرشوی!ببری!دور شوی!


سایه اش را با تیربزنی!


بازهم هست!بازهم یک چیزی!یک جایی!


توراپرت می کند به تمام خاطرات خوب!


وفقط!حسرت باقی می ماندوبی قراری!

 

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

                 

 

 

                                    خــدای  مـن..!

 

نه  آن قدر  پــاکم  کـه  کمکم  کنی

 

و  نه  آن قدر  بدم  که  رهــــایـــم  کنی

 

میان  این  دو  گمم...

 

هر  چــه قــدر  تلاش  کردم..

 

نشـد...

 

نتوانستم  آنـی  باشم  که  تــــو  خواستی

 

هرگز  دوستــــــ  ندارم  آنی  باشم  که  تــــو  رهـــــایـــم  کنی

 

من  خودم  آنقدر  درد  دارم...

 

آنقدر  بی تــــو  تنـهــــــا  هستم...

 

که  بی تــــو  یعنی  "هیــچ"  یعنی  "پــوچ"

 

رهــــایــم  نکن...

 

گر  رهــــایــم  کنی..

 

مرا  در  آغوشـتـــــــ  رهـــــــا  کن

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٧ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

  

زیربارون ،دلم داغون

   

توام بااون،رفتی آروم

  

سرت گرموتنم سردو

  

لبات خندون،چشام گریون

  

دلت قرصو دلم ویرون 

  

چه حالیم زیربارون

  

فرشتم شدواسم ویرون

  

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢٢ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

  

 

من ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺩﻡ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺖ !

 

ﮐﻤﯽ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ ، ﺷﺐ ﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ

 

ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﺵ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﻫﺮﺷﺒﻢ ﺷﺪ .

 

ﯾﮑﻢ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻢ .

 

ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !

 

ﺗﻮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﺘﯽ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ !

 

ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﯽ!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٢۱ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

اولین روزی که عزیزدلت شدم را لابه لای عمیق ترین صفحه ی قلبم

 

 


خشکاندم...یاد آن روزها به خیر...هرروز باخدامرورمی کردم تورا...

 

 

 وهرروزتکراراین سوال که توپاداش کدام کارخوب منی...؟!

 

 

این روزها...هرروز...باخودم مرور می کنم...تمام زندگی ام را...

 

 

وحالا شک ندارم که تو تاوان یک گناه نابخشودنی هستی...

 

 

خودم هم نمی دانم گناهم چیست...فقط فهمیده ام که نابخشودنیست...انگار...

 

 

چرانمی بخشد مرا ...خدا...!!!چرا تمام نمی شود حس خواستن تو...؟!

 

 

کاش بگذرد خداازمن...دلم برای یک حال خوب تنگ است...

 

 

می شود یک روز صبح،تورافراموش کرده باشم...؟!!

 

 

خداتوراازمن گرفت...کاش یادتوراهم بگیرد...!!!


نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۱٧ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

نه طبق مُد دوستت دارم

نه به حکم سنت!

همه چیز بنا بر فطرت است

"خوب ها"

دوست داشتنی اند


نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/۱۳ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

بار اول بامعذرت خواهی...باردوم باگریه...

 

 

بارسوم با شکستن غرورت نگهش میداری ولی بارچهارم...

 

 

دیگه نه نمیشه نبایدکاری بکنی...

 

 

چون حتی اگه بمونه بازموقتیه...

 

 

یعنی کسی که دلش باتونباشه وبخواد بره،میره بفهم،

 

پس فقط بروکناروبهش بگو:

 

 

خداحافظ

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٢/٤ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

دقیقا نمی‌دونم کجایِ یک رابطه باید دل رو به دریا زد

نمی‌دونم مناسب‌ترین حرف ،

مناسب‌ترین حرکت کی باید باشه

ولی‌ میدونم ، جلوی اتفاق رو نباید گرفت

گاهی‌ هم بهتره اتفاق رو جلو بیندازی

مثلاً وقت رفتنت که می‌شه

یکباره برگردی بگی‌ دلم نمیخواد برم

وقت رفتنش که می‌شه

دستش رو بگیری بگی‌ دلم نمیخواد بری

وقتی‌ یکی‌ بهت میگه پیشم بمون

درنگ نکن ... پیشش بمون

وقتی‌ دلت می‌خواد پیشش بمونی‌ ... غرور نداشته باشی

دست‌هات رو حلقه کن دورش

بگو ... دوستت دارم ... دلم می‌خواد پیشت بمونم

بگذار اتفاقِ دوست داشتن هر چه زودتر بیفته ...

شاید نسلِ ما وقتِ زیادی برای عشق ورزیدن نداشته باشه . . !!!

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢٥ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

  

 

بــــاید بــاور کنــیم !

"تنـهـــایی" . . .

تلـــخ تــرین بــلایِ بــودن نیــســت . . . 

چیـــزهـای بـدتــری هـم هســت . . . 

روزهـــای خستـــه ای که در خـلـوتِ خـانـــه، پـیـــــر می شــوی . . . 

و ســال هــایی که ثانــیه به ثانیــه از سَــر گذشتــه اســت. . . 

تـــازه پِــی می بـــریــم کـه تــنـــهـایـی، تلــخ تــرین بـلایِ بـــودن نیســـت. . . 

چیـــزهـــای بدتـــری هم هســــت 

دیــر آمـــدن!

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٢۱ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

خبر از من داری؟…

خبر از دلتنگی های من چطور؟

و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…

خبرش رسیده که مرده اند؟

هیچ سراغ دلم را میگیری؟

کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟

مچاله ام از دلتنگی؟

آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هم

وجدانت راحت…

خبرهای من به تو نمی رسد…


نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/۱٥ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

عاقبت به این نتیجه میرسیم که حضورِ بعضی‌ انسانها در

 

زندگی ما آنقدر پوچ و بی‌ معنا بوده که جای خالی‌ آنها را

 

 فقط همین نبودنشان پر میکند !

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/۱٠ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

   

 

گاهی سخت می شود …
 

دوستش داری و نمی داند
    

دوستش داری و نمی خواهد 

 

دوستش داری و نمی آید
 
 

دوستش داری و سهم تو از بودنش
 
 

فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
 
 

دوستش داری و سهم تو
 
 

از این همه ، تنهایی است ....

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٩ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

   

یه وقتایی،یه حرفایی


چنان آتیشت میزنه


که دوست داری فریاد بزنی،


ولی نمیتونی!


دوست داری اشک بریزی،


ولی نمیتونی!


حتی دیگه نفس کشیدنم برات سخت میشه!


تمام وجودت میشه بغضی که نمیترکه،

 

به این میگن


“درد بی درمون”

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱۱/٥ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

هیچگاه تو را...

 

 

آنگونه دوست نخواهم داشت...

 

 

که زندانیم باشی...!

 

 

زندانبانی...شغل موردعلاقه ام نیست...!

 

 

وازدیدمن...زندان...

  

 

منفورترین مکان دنیاست...!

 

 

من...تارهای افکارخویش نیز...گسسته ام...!

 

 

چه برسد...به تو!!!

 

 

تومیتوانی پرنده باشی...اما...

 

 

اینکه بخواهی تاچه حد...

 

 

درآسمان من...اوج بگیری...

 

 

درخودتوست...

 

 

میزان اوج گرفتن وپروازت...

 

 

بستگی دارد به...

 

 

"آرزویت" "باورت" "خواستت" "صداقتت"

  

 

و...

 

 

"عشقت"

 

 

هرمیزان که...ازچشمه عشق...

 

 

سیرابتربنوشی...

 

 

بیشتراوج خواهی گرفت...!

 

 

من...تورا...آرزونخواهم کرد...

 

 

آنکه بادل می اید...بادل می ماند...

 

 

واین...می ارزد به تمام زندگی...!!!

  

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/٢۸ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

حساب وکتاب دنیا رو که ورق زدم...!!!

 

 

ازفرمول عدالتش خوشم اومد...!!!

 

 

هرچیزی رو "بگیری" که پشتش "اه و التماسه"...!!!

 

 

یک چیزی رو باید"پس بدی" که اسمش "تقاصه"...!!!

 

 

دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست،امابرای ماهی زندگیست...

 

 

برای کسی که دوستت دارد"زندگی"باش نه "تفریح"

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/٢٢ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

مـــدت هـــاست کــــسی را مخـــــاطبِ


شعـرهایم کــــرده ام


کـــه خــــــیلی وقت است غــــــایب اســـــت !


گاهی آنچنان میشوم که برای دیگران


قابل درک نیستم !


اما…


در دلم آن لحظه آرزو میکنم تا بگوید:


میدانم دست خودت نیست!


درکت میکنم…


یادت هست مادر؟


اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی ؛


تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست ؟


شدی خلبان ، ملوان ، لوکوموتیوران


میگفتی بخور تا بزرگ بشی


آقا شیره بشی . . . خانوم طلا بشی


و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته


باشم قورت بدهم حتی


بغض های نترکیده ام…

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/۱٤ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

دل تنگــــــــــــــــــــم!


دلتنگِــــــــــ خیلی چیزهــــــــــــــــــــا


دلتنگـــــــــــــــ این همه دلتنگی هــا


چیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشتــــ !


دلتنگـــــــــــــــــــم . . .


دلتنگ نیمه شبهــــــــــــــــــــــای دلتنگی


دلتنگـــــــــــ این همه نبودنهـــــــــــــا



نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/۱٠ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

دیدی ای دل♥


عاقبت زخمت زدند؟


گفته بودم مردم اینجا بدند.


دیدی ای دل♥


ساقه ی جانت شکست؟


آن عزیزت عهدو پیمانت شکست؟


دیدی ای دل♥


در جهان یک یار نیست؟


هیچکس در زندگی غمخوار نیست؟

 

دیدی ای دل♥


حرف من بیجا نبود ؟


از برای عشق ا ینجا، جا نبود


نو بهار عمر را دیدی چه شد؟


زندگی را هیچ فهمیدی چه شد؟


دیدی ای دل♥


دوستیها بی بهاست؟


کمترین چیز ی که میبینی وفاست؟


ای دل♥

 

اینجا باید از خود گم شوی


عاقبت همرنگ این مردم شوی


ای دل...


عاقبت دیدی ک ماتت کردو رفت


خنده ای برخاطراتت کردو رفت

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/٤ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

گاهی آرزو میکنم...

 

 

کاش هرگزنمیدیدمت تا امروزغم ندیدنت رابخورم...

 

 

کاش لبخندهایت زیبانبودکه امروز آرزوی دیدن یک لحظه ازلبخندهای

 

 

عاشقانه ات راداشته باشم...

 

 

کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمیشدتا امروزچشمان من به یاد آن

 

 

لحظه بهانه گیرندواشک بریزند...

 

 

کاش حرف های دلم رابهت نگفته بودم تاامروز باخودم نگویم:

 

 

 

        آخه اونکه میدونست چقدر دوسش دارم!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱٠/۳ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

از همه دنیا بریدمــــ


دیگه میرمـــ بر نگردمــــ


از کس و ناکس کشیدمــــ


باز به هیشکی بد نکردمــــ


شبــــ به شبــــ یادتـــــ میفتمـــــــ


پس همین شبهـــــا رو عــشـــقه


خـــدا هم مثل دل مــــن


این دل تنهــا رو عــشـــقه

 


نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢۸ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

 

 

 

میگی مهم نیست اماوقتی اسمشو میشنوی داغ دلت تازه میشه...


میگی مهم نیست اماتابهش فکرمیکنی اشک توی چشمات جمع میشه...


میگی مهم نیست اما توی تنهایی هات همش باهاش حرف میزنی...


میگی مهم نیست امابعضی وقتا دستت میره رو شمارش که زنگ بزنی


،نزنی،بزنی،نزنی...


میگی مهم نیست امادلت میخواد بازم بهش فکرکنی...


میگی مهم نیست امادلت واسه خنده هاش تنگ شده...


میگی مهم نیست اما شبا تاصبح خوابت نمیبره باخودت میگی یعنی داره


چیکارمیکنه...


میگی مهم نیست امامیدونی چقدرمهمه...میدونی چقدر دوسش داری...

 

میگی مهم نیست بگو مهمه اما اونی که باید باشه نیست.

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/٢٢ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

میروم از رفتنم دل شاد باش! از عذاب دیدنم آزاد باش!


گرچه تو تنهاتر از من میشوی! آرزو دارم ولی عاشق شوی!


آرزو دارم بفهمی درد را! تلخیه برخوردهای سرد را!



نوشته شده در ۱۳٩۳/٩/۸ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

  

عشقت اگه واقعاعاشقت باشه....!لازم نیست تو دورش رو از

 

این و اون خلوت کنی،خودش واسه بودن توهمه

 

روکنارمیزنه!لازم نیست واسش دنیاروبخری تابمونه...خودش

 

قدر یه شاخه گلتو میدونه...لازم نیست هرکسی روتوجیح کنی

 

و سرش رقابت کنی که عشق منه...خودش توروبه همه

 

دنیانشون میده...لازم نیست نگران باشی که بره...

 

خودش بهت ثابت میکنه اومده که بمونه...!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/۱٦ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

یه چیزایی اگه بشکنه باهیچ چسبی نمیشه درستش کرد...*مثل دل آدما*

 

یه چیزایی رو اونجوری که باید قدرشوبدونیم ،نمیدونیم*مثل پدرومادر*

 

یه چیزایی رونمیشه تغییرداد*مثل گذشته*

 

یه چیزایی روباهیچ پولی نمیشه خرید*مثل محبت*

 

یه چیزایی رو نبایدازدست داد*مثل دوست واقعی*

 

یه چیزایی رونمیتونیم تحمل کنیم*مثل آدمای چاپلوس ودروغگو*

 

یه چیزایی هزینه نداره اماخیلی حال میده*مثل خندیدن*

 

یه چیزایی خیلی گرونه*مثل تاوان*

 

یه چیزایی خیلی تلخه*مثل حقیقت*

 

یه چیزایی خیلی سخته*مثل انسان بودن*

 

یه چیزایی خیلی زشته*مثل خیانت*

 

یه چیزایی خیلی باارزشه *مثل عشق*

 

یه چیزایی تاوان داره*مثل اشتباه*

 

یه چیزی همیشه هوامون رو داره ....

.

.

.

.

.


    مثل ♥خدا♥

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/۱٥ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

هفته ی اول جدایی هرشبت گریه اس،هرلحظه به فکرشی شبا با عکسش میخوابی

 

 

هفته ی دوم سخت ترمیشه نفست میخواد بگیره انگار بی تابی،خنده هات

 

 

جاشونومیدن به گریه

 

 

ماه اول هنوزشایدامیدداری که برگرده هرشبت پیجشو چک میکنی کامنتای

 

 

زیرشومیخونی

 

 

ماه دوم اما کم کم بیخیالش میشی خنده میاد رو لبت ازفازغم میکشی بیرون

 

 

بارفیقات میری بیرون منتها یه جا یه لحظه دلتنگی دوباره مچتو میگیره...

 

 

ماه سوم هه اسمش یامخفف اسمش رو ناخودآگاه گوشه ی همه ی کتابات

 

 

می نویسی موقع درس حواست میره پیشش میخوای ازش خبربگیری...امانمیشه

 

 

میگذره...شش ماه...یه سال...دوسال...باخیلیا بعداون بودی که شاید ازخیلیا دوست

  

 

دارم شنیدی

 

 

قیافش ازیادت رفته تنهاچیزی که ازش برات مونده یه سری خاطره ی

 

  

مبهمه...تموم شدشبای بی قراریت

 

 

فقط یه چیزیو بدون ازاین به بعد هیشکی عین اون نمیتونه دلتو بلرزونه...

 

  

هیشکی...

نوشته شده در ۱۳٩۳/۸/٧ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

  

شده بعضی وقتا یهو بهم بریزی؟

 

 

شده بعضی وقتها یهو دیگه دوستش نداشته باشی؟

 

 

به خودت میگی اصلاواسه چی دوسش دارم؟مگه کیه؟

 

 

مگه واسم چیکارکرده؟مگه چی داره که ازهمه بهترباشه...؟

 

 

بعد بخودت میخندی ولعنت میفرستی که اصلا واسه چی اینقد خودتو اذیت

 

کردی؟

 

 

یهو  یه چیزی یادت میاد...

 

 

یه چیز خیلی کوچیک...

 

 

یه خاطره...یه حرف...یه لبخند...یه نگاه...وبعدهمین...همین کافیه تا به

 

 

 

خودت بیای

 

 

ومطمئن بشی که نمیتونی فراموشش کنی...حتی اگه بخاطرش بدترین بلاها 

 

 

 سرت بیاد...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٢٠ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

خیلی وقت است که بی تابم

  

 دلم تاب می خواهد

 

 و یک هل محکم

 

 که دلم هری بریزد پایین

 

 هرچه در خودش تلمبار کرده...


نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/۱۱ساعت ٦:۳۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

  

 

یه شبایی اصلا نگذشت اما ما ازش گذشتیم...یه شبایی هم

 

 

بدگذشت...سخت گذشت...بادردگذشت...یه شبایی داد زدیم اما

 

 

جز دلمون هیچ کس صدامونو نشنید...یه شبایی همه چی بود به

 

 

جز اونی که باید می بود...یه شبایی هوا عجیب دونفره بود

 

 

اماهمون شبا ما بودیموتنهاییمون...یه شبایی نفسمون برید

 

 

ازاین همه بغض...یه شبایی نفس کم اوردیم اما دووم

 

 

آوردیم...یه شبایی فقط زنده بودیم زندگی نکردیم...یه شبایی

 

 

زنده هم نبودیم فقط بودیم...همین.

 

  

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٤ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

  

دوستای گلم تازگیا خیلی از مسایل روفهمیدم...

 

 

فهمیدم دوس داشتن لیاقت میخواد نه رفاقت...فهمیدم عشق

 

 

 

یعنی خریت محض ...فهمیدم به هرکی باید به اندازه ی

 

 

 

ارزشش،ارزش قائل شی نه بیشتر...فهمیدم هرچی ازهرکس

 

 

 

ممکنه...فهمیدم عشق فقط تو فیلماوداستاناس...فهمیدم باید

 

 

 

نامرد باشی...بالاخره فهمیدم عشق لیاقت میخوادکه خیلیا

 

 

ندارن...خیلی خوشحال شدم که خیلی چیزارو فهمیدم...به

 

 

سلامتی تنهایی که بهترین عشقه...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/٢٢ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

   

وقتی نیست نباید اشک بریزی بایدبگذاری بغض ها روی

 

 

هم جمع شوندوجمع شوند،همین ها تو را می سازد

 

 

سنگت می کند درست مثل خودش باید یادت باشد حالا

 

 

 

که نیست اشک هایت را ندهی هرکسی پاک

 

 

 

کند .میدانی؟آخرهرکسی لیاقت تو واشک هایت را

 

 

ندارد...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱۸ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

  

گاهی راه می رویم تا فراموش کنیم چه برسرمان

 

آمده،اما...

  

نه راه تمام می شود نه گذشته فراموش،تنهابه

 

دردهایمان عادت می کنیم...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٦/۱٢ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

   

تا به حال شده دوست داشتنت را قورت بدهی...؟!

 

 

لبخندبزنی...

 

 

بی تفاوت باشی...؟

 

 

شده دلتنگی بپیچدبه دلت،راه نفست راببندد خفه ات کند...؟

 

 

هی دستت برود سمت گوشی...

 

 

برش داری...

 

 

نگاهش کنی ...

 

 

پرتش کنی...

 

 

شده یک آهنگ برایت شود روح یک لحظه بشودخاطره...

 

 

وهرچه تکرارشود دیوانه ترات کند...؟

 

 

شده قسم بخوری دیگر کاری به کارش نداری...

 

 

اما یهو دریک لحظه گوشی موبایل را برداری،پیغامی تایپ کنی...

 

 

انگشتت برود سمت کلمه send منطقت بمیرد،قلبت تندتندبزند و

 

 

sendکنی...؟

 

 

شده تمام روز را درانتظاریک جواب بیقرارباشی...؟

 

 

نرسد این جواب...

 

 

آخرگوشی رابرداری واینطوری بنویسی ...اشکالی نداره،اگه نمیخوای جواب

 

 

 

بدی ،نده...فقط میخواستم بدونم خوبی؟همین...

 

 

مواظب خودت باش،شده بازجوابی نیاید...؟

 

 

بازبشکنی...

 

 

هزارباردیگرهم بشکنی امابازبادست ودل شکسته دوستش داشته باشی...؟

 

 

شده این همه عاشق باشی...؟این همه احمق...؟

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢۸ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

  

 

بعضی آدمها یهومیان...!

 

 

یهو زندگیتو قشنگ می کنن...!

 

 

یهومیشن همه ی دلخوشیت...!

 

 

یهومیشن دلیل خنده هات...!

 

 

یهومیشن دلیل نفس کشیدنت...!

 

 

بعدهمینجوری یهومیرن...!

 

 

یهوگندمیزنن به ارزوهات...!

 

 

یهو میشن دلیل همه ی غصه هات وهمه ی اشکات...!

 

 

یهومیشن سبب بالا نیومدن نفست...!

 

 

مراقب این یهویی ها باشید....

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢۸ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

به نام اوکه دل راآفریدتادرخلوت بسوزد

 

میخواستم چندتاازحقیقتای قلبمودراینجانقل کنم...

  

تیتروبلاگموکه عشق واقعی گذاشتم,باتوجه به چیزی که توقلبم هست

 

انتخاب کردم...اولین عشق واقعی که دارم عشق به خداست.من

 

درسفری که ازسه تیرتاپانزده تیربه لطف وخواسته خدا به همراه خانوادم

 

به مدینه منوره ومکه مکره داشتم خیلی چیزارودرک کردم وحتی میتونم

 

بگم شروع تولدی دوباره روتجربه کردم.من دل پاک وصافی دارم وبه اینم

 

افتخارمیکنم که تاالان باتوکل بخدانذاشتم قلبم لکه دار شه.هیچوقت

 

ازکسی کینه ای به دل نگرفتم یازودناراحت نشدم وچیزایی که

 

اسمشون گناهه انجام ندادم البته بشرجایزالخطاست نمیتونم بگم اصلا

 

ولی نه اینکه بزرگ باشن حتی دروغای مصلحتی هم گفتم ولی ازوقتی

  

ازمکه برگشتم تاجایی که تونستم دروغ نگفتم وامیدوارم ازاین به بعدهم

 

نگم وباکمک خدا پاکی وصافی قلبموحفظ کنم...

 

امیدوارم این سفرمعنوی که بزرگترین سفرهست,قسمت همتون بشه.

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٥/٢ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

دوتا گنجشک بودن...یکی داخل اتاق ،یکی بیرون پشت شیشه

 

 

گنجشک کوچولوازپشت شیشه گفت:من همیشه باهات میمونم قول میدم

 

 

وگنجشک کوچولوگفت:من واقعاعاشقتم.اماگنجشک توی اتاق بازهم فقط

 

 

نگاش کرد!امروزدیدم گنجشک کوچولوپشت شیشه ی اتاقم یخ زده!

 

 

اون هیچ وقت نفهمید گنجشک توی اتاقم چوبی بود!

 

 

حکایت بعضی ازماهاست...

 

 

خودمونونابود میکنیم واسه آدمای چوبی!کسانی که نه مارا می بینند ونه

  

 

صدامونو میشنون...!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/٢٢ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

  

کسی که تورونمیخواد،نمیخواد دیگه...

 

خودتو خردنکن... 

 

توخودت بشکن... 

 

غصه بخوراما آویزون نشو... 

 

بروووو...

 

یه روزی دلش واست تنگ میشه...

 

یه روزی واس تک تک کارات،نگرانیات،گیرات دلش تنگ میشه...

 

بی صدا بروووو...

  

یه روزجای خالیتوحس میکنه... 

 

برووو...یه روز تنهاارزوش میشی... 

 

مگه دوسش نداری؟!!بودنت اذیتش میکنه... 

 

احساس میکنی داره می پیچونتت؟!! 

 

بهتره بری... 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/٩ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

دل من کسی رو میخواد که فقط آرزوی خودم باشه نه عشق وعزیز خیلیا...

 

 

دل من کسی رو میخوادکه بادیدن یکی بهترازمن دلش نلرزه...

 

 

دلم ازاون رابطه هامیخوادکه مجبورنباشی باچنگ ودندون حفظش کنی وهمیشه

 

 

کلافه باشی...

 

 

بدونی حتی اگه یه ماه هم نباشی کسی جاتونمیگیره چه برسه به یه روز...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/٢٤ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

  می خوام برم یه جایی که اثری از ریا نباشه

 

 

                   اسم خدا بازیچه ی یه مشت بی خدانباشه

 

 

      می خوام برم یه جایی که گدا بینوا نباشه

 

 

                       معیار انسانیت ثروت و طلا نباشه

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٢٦ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

دختری از حکیمی پرسید

 

چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم

 

در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم ؟

 

حکیم جواب داد:به من بگو چرا زندگی میکنیم

 

در حالی که میدانیم در آخر می میریم !؟

 

  

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٢۱ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

این روزها"دوستت دارم" دیگر قلب کسی را به تپش وا نمی دارد

 

 

وگونه ی کسی را سرخ نمی کند!

 

 

مشکل از دوست داشتن نیست مشکل از تکرار است.

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/٩ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

قبل این که به کسی بگی دوستت دارم، 

 

 

خوب فکراتوبکن،شاید

 

 

 چراغی دردلش روشن کنی که خاموش کردنش به

 

 

 خاموش شدن او بیانجامد...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/۱/٢٠ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

نگذار هرکسی از راه رسید با 

 

ساز دلت تمرین نوازندگی کند... !

 

 

  

از اینکه بعضیا نمیان سمتت ناراحت نشو، 

 

ایراد از تو نیست! 

 

مگس هیچوقت سمت گل نمیره؛

  

همیشه میره سمت اشغالی مث خودش.

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/٢٧ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

خدای من خداییست که اگر سرش فریاد کشیدم

 

به جای اینکه با مشت به دهانم بزند

 

با انگشتان مهربانش نوازشم می کند و می گوید

 

میدانم جز من کسی نداری !!!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢۳ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

  

 

آدم یک جایی می رسد که دست به خودکشی می زند.نه

 

 

اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند، نه قید احساسش را

 

 

می زند...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱۸ساعت ٥:٥۱ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

اگه کسی رو دوست داشته باشی نمی تونی تو چشماش زل بزنی ...!!

نمی تونی دوریش رو تحمل بکنی ....!!

نمی تونی بهش بگی چقدر دوستش داری ...!!

نمی تونی بهش بگی چقدر بهش نیاز داری ...!!

برای همین عاشقا دیوونه میشن...!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

بعضیا کاری باهات میکنن که یادآوری تمام لطف هایی که

 

 

درحقشون کردی...

 

 

به شدت ازخودت متنفرت میکنن!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٠ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

ﺩﺧﺘﺮ : ﻋﺸﻘﻢ ﺷﺮﻁ بندﯼ ﮐﻨﯿﻢ؟؟؟ ﭘﺴﺮ : ﺑﺎﺷﻪ

 

 

ﺧﺎﻧﻮﻣﻢ ...ﺑﮑﻨﯿﻢ ...ﺩﺧﺘﺮ :ﺗﻮﻧﻤﯽﺗﻮﻧﯽ24 ﺳﺎﻋﺖﺑﺪﻭﻥﻣﻦ ﺑﻤﻮﻧﯽ ... ﭘﺴﺮ : ﻣﯽ ﺗﻮﻧﻢ ...

 

 

 ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﻢ ..... 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺍﺯ

 

 

ﺳﺮﻃﺎﻥ ﻋﺸﻘﺶ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﻤﯿﺮﻩ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ... 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻤﻮﻡ

 

 

ﻣﯽﺷﻪ ﻭ ﭘﺴﺮﻣﯿﺮﻩ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺩﺧﺘﺮ .. ﺩﺭ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ

 

 

ﻧﻤﯽﮐﻨﻪ ...ﺩﺍﺧﻞ ﺧﻮﻧﻪﻣﯽ ﺷﻪ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﻭ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﻣﺒﻞ

 

 

ﺩﺭﺍﺯﮐﺸﯿﺪﻩﻭرﻭﺵﯾﻪﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖﻫﺴﺖ ...ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ: 24 ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﻮﻧﺪﯼ ... ﯾﻪ

 

 

ﻋﻤﺮ ﻫﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺑﻤﻮﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ ... ﺩﻭﺳﺘﺖﺩﺍﺭﻡ ....:

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢۳ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

درد می کشم ، درد !

 

 

 هم تلخ است هم ارزان

 

 

هم گیراییش بالاست !

 

 

 هم اینکه تابلو نمی شوم و رفیقی که مرا به درد

 


معتاد کرد

 

 

ناباب نبود ،

 

 

اتفاقا باب باب بود فقط نگفته بود که

 

 

ماندنی نیست ، همین . . .

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱٦ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

 

دل درد گرفته ام ان قدر که فنجـــــــــــــــــــان های
قهــــــــــــــــــــــــــــوه را سرکشیده ام 

امـــــــــــــا… 

تو تــــــــــــــه هیچکدام نبودی…

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱٦ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

سخـــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم

کــ ــه دیــدم مترسکـــــ

بـه کــلاغ میــ ــگویــد:

هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن

فقـــط تنهــام نــذار!!

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱٦ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

وقتی دستت تو دست عشقته و آروم یه فشار کوچیک به دستت میده ...

بی تفاوت ازین فشار رد نشیا

داره باهات حرف میزنه

...

میگه دوست داره!

میگه هوات و داره!

میگه حواست به من باشه!

میگه حواسش بهت هس!

میگه تنها نیستیا!

میگه....

تو هم همینجور که دستت تو دستشه

آروم انگشت شصتت و بکش رو انگشتاش...


آره

یه وقتایی بی صدا و بی نگاه حرف بزنین

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

خوشــــــــــبختی داشتن کســـــی است

  

که بیشـــتر از خـــودش

  

تــ ــ ــ ــ ــو را بــخواهد

                                        ... 

و  

بیشـــتر از تــ ـ ـ ـ ـــو 

 

هیـــــ♥ــــــچ نخواهد

 

و  

 

تــــــ♥ــــو ...

  

برایش تـــ ــ ــ ــمام زندگی باشی ...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۱ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

باید مغرور بود


دور از دسترس


باید مبهم بود و سرسنگیـن!


خاکـی کـه باشـی آسفالتت مـیکنند


و از رویت رد مـیشوند...

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۱٩ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/۱٠ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

وقتی بهت خیانت میکنن تنهایی از همه چی بهتره . . .

 

 

 

 

تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام که به


اندازه ” تنهایی ” شایسته رفاقت باشد . . .

 

 

 

 

 

تنهای باارزشه!


چون خالی از انسان های بی ارزشه...

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٥ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط عسل نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۳٠ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/٢٥ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

  

 

وقتی کسی واقعا یکی را دوست دارد ،



حتی نمی تواند فکر دوست داشتن دیگری را بکند .

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/٢٥ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

از دُور تو را دوست دارم،

 


بی هیچ، عطری

 


آغـوشی

 


لمسی

 


و یا حتی بوسه‌ای.

 


تنها

 


دوست‌ت دارم،

 


از دور...!

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/٢٢ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

این روزها



برد باکسی است که بی رحم باشد



از دلت که مایه بگذاری سوخته ای.....

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۱٧ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۱٦ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

محبت بر خلایق انتهای سادگیست/مردی ومردانگی آخرش

 

آوارگیست...

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۱۱ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()

 

 

دل شکسته را بند هم که بزنی ، بی فایده است ؛

 

هر کاری

 

 بکنی باز هم غم و غصه از ترک هایش چکه

 

می کند

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/۳ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ توسط عسل نظرات ()


Design By : Pichak